دل خوشی هایم
|
|
در مورد رهبری عزیز ایران
آيت الله نوري همداني ازمراجعي بودند كه بعدازرحلت امام (ره)اعتقادداشتند انقلاب اسلامي ديگرمشروعيت ندارد ولي چندسال پيش دراقدامي عجيب ايشان شروع به تاييد نظام وشخص مقام معظم رهبري كردند.وهميشه اولين شخصي هستند كه درراهپيمايي ها واتفاقات اجتماعي پيام مي دهند.ازايشان دليل اين تغييررويه سوال شده كه ايشان فرمودند:شبي درخواب حضرت فاطمه الزهرا(س)راملاقات كردم كه بي بي فرمودند:شوهرم علي تنها ماند. نگذاريد فرزندم علي تنها بماند.
نوشته شده توسط : خودم هستم | دوشنبه هفدهم آبان 1389 | 8:39 | لينک ثابت | موضوع: |
تنها خداست که شما را داوری می کند تنها خداست که شما را داوری می کند اگر درستکار و صادقید، آدمها شما را فریب خواهند داد: با این وجود امین و صادق بمانید اگر مهربان هستید، آدمها شما را به خودخواهی و غرض ورزی متهم می کنند: با این وجود مهربان باشید اگر کامیابید، دوستانی بی وفا و دشمنانی واقعی خواهید یافت: با این وجود موفق باشید اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند: با این وجود شاد باشید آنچه شما سالهایتان را برای بنایش صرف کرده اید، آدمها یک شبه نابودش می کنند با این حال بنا کنید. نیکی های امروزتان را به فردا فراموش می کنند، حتی اگر بهترین خود را ایثار کنید باز می گویند کافی نیست: با این وجود بهترین خود را ایثار کنید در سنجش نهایی، قضاوت های ایشان نیست که شما را می سنجد. تنها خداست که شما را داوری می کند. نوشته شده توسط : خودم هستم | سه شنبه بیستم مهر 1389 | 19:8 | لينک ثابت | موضوع: |
آموختن آموختن . . . وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که
و و
نوشته شده توسط : خودم هستم | دوشنبه هجدهم مرداد 1389 | 21:17 | لينک ثابت | موضوع: |
بار الهی بار الهی
امروز از اعماق وجودم، با تو به گفت وگو می نشینم، نوشته شده توسط : خودم هستم | دوشنبه هجدهم مرداد 1389 | 21:11 | لينک ثابت | موضوع: |
عصر یک جمعه ی دلگیر، ******************************************* امام زمان (عج)می فرمایند: اگرشیعیان ما-که خداوندتوفیق عبادتشان دهد-درراه ایفای پیمانی که بردوش دارندهمدل شوند میمنت ملاقات ماازایشان به تاخیر نمی افتدوسعادت دیدارما زودترنصیبشان می گشت.دیداری برمبنای شناختی راستین وصداقتی ازآنان نسبت به ما.علت مخفی شدن ماازآنان چیزی نیست جزآنچه ازکردارآنان به ما میرسدوما توقع انجام این کارها راازآنان نداریم. ازجایی نجوایی از غیبت امام زمان اینطوری شنیدم که:آقا جان اگه بخاطر زیادی گناهام نمیای ازخدا بخواه منو از رو زمین برداره تا راه برای شما باز بشه.اما من میگم یااباصالح کمکم کن اونقدر خوب بشم وباشم تا از صمیم قلب برای فرجت دعا کنم تا ظهورت رو حس کنم.(میدونم زیادی خواستم)شما ها رو نمیدونم !!!! نوشته شده توسط : خودم هستم | جمعه پانزدهم مرداد 1389 | 23:3 | لينک ثابت | موضوع: |
بسمه تعالی فاطمه بضعه منی ( فاطمه پاره تن من است ) رسول اعظم (صفاطمیه محرمی است دیگر آن عزای حسین این مادر آن عزای بزرگ ثارالله وین عزای عظیم آل اللهایام فاطمیه و مصیبت عظمای صدیقه کبری ، شهیده راه ولایت و امامت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را عرض تسلیت داریم محضر مبارک قطب عالم امکان محور دایره وجود ولی عصر ارواحنافدا و همه شیفتگان خاندان رسالت . فاطمه آیت حق مظهر رحمان باشد فاطمه سر خدا کوثر قرآن باشد فاطمه جسم جهان را به مثل جان باشد فاطمه فخر بشر اسوه نسوان باشدفاطمه چون شب قدر است که پنهان باشد فاطمه دخت نبی نور نبوت باشد فاطمه یار علی کفو ولایت باشد فاطمه یاور دین مام امامت باشد فاطمه صاحب اسباب شفاعت باشدفاطمه اصل بقاء جنت رضوان باشد نوشته شده توسط : خودم هستم | پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 | 13:39 | لينک ثابت | موضوع: |
نشانی از خدا
دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید : * آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ - کسی پاسخ نداد . * آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ - دوباره کسی پاسخ نداد. * آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ - برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد . * آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ - همه سکوت کردند. - همچنان کسی چیزی نگفت. نوشته شده توسط : خودم هستم | سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 | 16:54 | لينک ثابت | موضوع: |
مرگ
نمی خواستم سخن از مرگ بگویم اما وقتی بعضی ها فکرشون....!!! **************************************************** شاید آدمیت با مردن زنده می شه........ نوشته شده توسط : خودم هستم | سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 | 14:3 | لينک ثابت | موضوع: |
دل بستن ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند. جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند. او بارها و بارها تاجهاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابلاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.
روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي كني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري. قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند. سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است. جغد گفت: خدايا! آدمهايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد. دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ. جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند و آنكس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست. نوشته شده توسط : خودم هستم | دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 | 1:5 | لينک ثابت | موضوع: |
عكس خدا در اشك عاشق عكس خدا در اشك عاشققطره دلش دريا ميخواست. خيلي وقت بود كه به خدا گفته بود. نوشته شده توسط : خودم هستم | یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 | 1:42 | لينک ثابت | موضوع: |
|
|