مرگ(کمکم کنید ای یاران با وفا)

 

سلام
ببخشید که این را مینویسم
مطلب طولانی است اما اگر میتوانید ذخیره کنید و به صورت آفلاین بخوانید.

در پایان اگر میتونین به یکی از دو سئوال آخر جواب بدین...

***********************************************
نمی خواستم سخن از مرگ بگویم اما وقتی بعضی ها فکرشون....!!!
خوبی دنیا به این هست که انسان نداند کی و کجا از دنیا میرود تا بتواند زندگی کند
این را همه شما قبول دارین....!
اما اگر یک روزی یکی به شما بگوید شما تا 2 سال دیگر بیشتر زنده نیستی
چه میکنید... آیا منتظرمرگ از همان لحظه هستید.... ایا به تحصیل و رفتن به دانشگاه
مدرسه و یا کارتون ادامه میدهید.....!!!!!!
همه فکرتون مشغول مرگ و زندگی بعد از مرگ می شود آره
اونهایی که میگن به بهشت و جهنم اعتقاد نداریم لحظه ای توی فکر فرو میروند
چون می دانند مرگ نزدیک هست چه قبول داشته باشند چه قبول نداشته باشند
باید بروند امیدوارم شما دوستان عزیز همچین مشکلی برایتون پیش نیاید...!!!
در روایت آمده است که هیچ روزی نیست مگر آنکه ملک الموت بر مردم نظری می اندازد
پس اگر آنها را در حال معصیت یا لهو و لعب یا خندان و خوشحال می بیند می گوید:
ای مسکین چه چیزی تو را در غفلت فرو برده است؟ هر کاری می خواهی انجام بده که از برای تو در دست من
سختی های مرگ است که بوسیله آن رگ گردنت را پاره می کنم.....
عزرائیل(ع) در هر روز پنج بار افراد خانه را صدا میزند(شرح در آپ های بعدی)

****************************************************
می دونین طولانی ترین روز انسان چه روزی است؟
روزی خداوند متعال به عزراءیل فرمود: از اندوه و مرگها که به وسیله تو سراسر عالم را گرفته است
در کدامین رویداد مرگ دلت سوخت؟ میدونین عزرائیل چه پاسخی داد....؟؟؟؟؟

ممنون از فاطمه عزیز که گفته بود شاید آدمیت با مردن زنده می شه........

تو را به خدا یکی به من بگه چرا؟

سلام
امشب نکته ای را می گویم شاید که.......
نمیدانم چرا هر چه به فکر خوبی به دیگران می افتم در جوابش یا سوءتفاهم پیش می آید
یا دچار مشکلی می شوم همه فکر می کنند در پی آزار واذیت آنها هستم
.
خدایا! مرا به حال خود مگذار. مرا در این نیستیم تنها نگذار. بگذار که هستی ام را در تو پیدا کنم.
 بگذار که این وجود فانی ام را به وجود پاینده تو زنده نگه دارم
خدایا! بر من لطفت را بباران. خدایا! اگر گناهان من به اندازه ریگ بیابان باشد ولی لطف و رحمت تو بیشتر
از گناهان من است. می دانم که مرا بارها و بارها بخشوده ایی و من بارها و بارها توبه ی خود شکسته ام.
اما چه کنم که من بنده ی خطاکارم و تو خدای خطاپوش. چه کنم که اگر خدایم نبودی هرگز خطا نمی کردم
 که چون تویی مهربان، در تمام عالم نیست که از من درگذرد
آره از همان روزی که دست حضرت قابیل...
گشت آلوده به خون حضرت هابیل...
از همان روزی که فرزندان حضرت آدم..
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید...
آدمیت مرده بود...
گرچه آدم زنده بود....!!!
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند...
از همان روزی که با شلاق وخون دیوار چین را ساختند...
آدمیت مرده بود....
بعد دنیا پر از ادم شد واین آسیاب...
گشت و گشت...
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت...
ای دریغ... آدمیت برنگشت...
*******************************************8
هیچ وقت از تهمت های  آدم بی مذهب - لعنتی- عوضی - حیله گر ...
هرگز ناراحت نشدم چون می دانستم روزی متوجه خواهد شد
اما وقتی گفت آیا تا به حال عزیزی را از دست داده ای
جگرم آتیش گرفت....
اشک هایم جاری شد....
یاد روزهای غم وغصه مرا فراگرفت ...