حدیثی از پیامبر در مورد امام خمینی (حتما بخونید)

در یکی از وبلاگها برای تبادل لینک رفته بودم که با متنی که عنوان آن مملکت مضحک ما بود
بر خوردم که در آن توهینی را هم دیدم و شرمنده نمی تونم بنویسم در پاسخ او.....

همه شما دوستان شاید نظام را قبول نداشته باشین ولی خدا را قبول دارین پیامبر را هم قبول دارین
پس متن زیر را بخوانین تا بدانید بنیانگذار جمهوری ما که بوده!!!

امام باقر (ع) می فرماید: در یکی از روزها عمر و ابو بکر و زبیر ابن عوام و عبدالرحمن بن عوف
در منزل رسول اکرم (ص) جمع شدند. رسول اکرم (ص) در جمع آنان نشست در حالی که نعلین حضرت پاره شده بود به علی (ع) داد تا اصلاحش نماید در این حالت فرمود:
گروهی از ما در طرف راست عرش خدا بر منبرهایی از نور قرار دارند که صورتهایشان نورانی ولباسهایشان نیز نورانی است و نور چهره شان بینندگان را خیره میکند.
 ابوبکر و زبیر و عبدالرحمن سوال کردند اینها چه کسانی هستند؟ رسول اکرم(ص)سکوت کرد.
سپس علی (ع) فرمود: یا رسول الله اینها چه کسانی هستند؟
فرمود: آنها کسانی هستند باشند که بواسطه روح الله دوست هم می گردند و متحد می شوند بدون اینکه اغراضمادی یا خویشاوندی داشته باشند وآنها شیعیان تو هستند و تو یا علی امام آنهایی.حضرت حجت الاسلام و المسلمین دشتی فرمودند:
 پس از
پیروزی انقلاب یکی از اساتید ما نقل میکرد که شهید آیت الله صدوقی در ملاقاتی به خدمت امام خمینی (ره) گفت:آقا روح الله که در حدیث (تحابو بروح الله) وجود دارد شما هستید؟ زیرا امروز تمام اقشار مردم به واسطه رهبری و دوستی شما متحد شدند. و همه می دونین که امام چه پاسخی دادند.
آیا شما هم مخالفین؟!!!!!!!!

 

خدایا تویی بناه تمام بی کسی هام

 

هوالمحبوب

خدایا چرا بندگان ساده ات زود گول می خورن؟؟؟

چرا وقتی یه بار از یه جا ضرر میبینن بازم به اونجا سر میزنن؟

اخ اخ اخ اخ

منم خدا از همون ادمام خدایا چرا؟

میگم دیگه اشتباه نمی کنم ولی باز گول میخورم

میگم همه مثل هم نیستن

چیزی که فهمیدم فقط پدر و مادر دوستتن وباید همه چیزو به

اونا بگی ولی با این حال خودت از همه بالاتری

و میتونم همه همه همه چیز و بهت بگم

خدایا خودت میدونی و کمکم کن

هرچی حرف دل داری بزن!

خدایا همیشه فریاد زدم وبازم میزنم

خدایا به خودت قسم دوست دارم می خوام بشم اونی که تو می خوای

 

خدا جونم سلام
 
مي دونم خودم خوب مي دونم ... اره خيلي وقته باهات درد دل نکردم

هر وقت احساس دلتنگي مي کنم هر وقت چشام خيس ميشه... مي فهمم مدت زياديه که

ازت دور بودم بايد اعتراف کنم که خيلي وقته تو رو فراموش کردم....خيلي وقته

اخه اونقدر گرفتار اين دنيا و مترسکاي رنگ و وارنگش شدم که حتي خودم

رو هم از ياد بردم با خودم هم غريبه شدم

اما امروز هق هق واژه ها و دلتنگي  ترانه ها منو به خودم آورد

 انگار يه دفعه از خواب بيدار شدم

خيلي دلم گرفته نميدونم از چي بگم؟ ازکي بگم؟از کجا بگم؟

از دل شکسته يا از دلايي که شکستم از چشماي خويسم يااز .... نمي دونم.

دل شکسته ام رو پيش خودت اوردم اخه مي گن تو براي دل شکسته هايي

اما اونايي که دلم رو شکستند و دلايي رو که شکستم.... با اونا چيکار کنم؟

کمکم کن مي خوام برگردم مي خوام خودم باشم

مي خوام از اين دنياي نامرد با ادماي سنگيش فاصله بگيرم

مي خوام بيام پيش تو مي خوام مثل اون وقتا با تمام وجودم

حضور تو حس کنم اين حس قشنگو از من نگير .بذار بدونم

هنوز دوسم داري بذار بدونم منو بخشيدي . بهم ثابت کن که فراموشم نکردي . دلم

هواتو کرده. حاضري با هم حر ف بزنيم ؟

دو رکعت نماز عشق مي خوانم قربت الي ا...ا... اکبر بسم ا... الرحمن الرحيم....